فرهنگ آریان‌پور

اوردن - عمل -

#۱۹٬۸۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

treat

رفتار کردن، تلقى کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، سر و کار داشتن با، مربوط بودن به، مهمان کردن، عمل آوردن، درمان کردن، درمان شدن، خوراک رایگان، چیز لذت بخش

۲

produce

تولید کردن، عمل آوردن، فرآوردن، محصول، ارائه دادن، زائیدن

۳

fetch up

تولید کردن، عمل آوردن، ختم کردن، نائل شدن، به حال ایست درآمدن، متوقف شدن، به نتیجه رسیدن