فرهنگ آریانپور
نخ کش در جوراب بلند زنانه
#۱۹۸٬۹۲۸
run
(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد
runner
ریشه هوایى، دونده، گردنده، گشتى، افسر پلیس، فروشنده سیار، ولگرد، متصدى، ماشین چى، اداره کننده شغلى