واژههای فارسی←نخ چیزی را کشیدنفرهنگ آریانپورنخ چیزی را کشیدن#۱۹۸٬۹۰۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱unstringنخ چیزى را کشیدن (مثل تسبیح و غیره)، نخ یا بند چیزى را سست کردن، شل کردن، آزاد کردنواژههای نزدیک در الفبانخ پنبه ای حاشیه دوزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینخ پیچمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینخ پیچیده به دور قرقرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینخ تابیدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینخ تابیده مخصوص تازیانه پیچیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینخ تابیده مخصوص قلابدوزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر