فرهنگ آریانپور
نثار کردن
#۱۹۸٬۷۳۳
offer
قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)
shower
رگبار، درشت باران، دوش، باریدن، دوش گرفتن
sacrifice
قربانى، قربانى براى شفاعت، فداکارى، قربانى دادن، فداکارى کردن، قربانى کردن جانبازى