فرهنگ آریان‌پور

نتیجه‌ گرفتن

#۱۹۸٬۷۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

gather

گرد آورى کردن، گرد آمدن، جمع شدن، بزرگ شدن، جمع کردن، گرد کردن، نتیجه گرفتن، استباط کردن

۲

draw

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش

۳

calculate

حساب کردن، برآورد کردن

۴

understand

(past: understood ; past participle: understood) ـ فهمیدن، ملتفت شدن، دریافتن، درک کردن، رساندن