فرهنگ آریان‌پور

نتیجه - بی -

#۱۹۸٬۶۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

abortive

مسقط، رشد نکرده، عقیم، بى ثمر، بى نتیجه

۲

frustrated

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن

۳

ineffective

بى اثر، بیهوده، غیر موثر، بى نتیجه، بى فایده

۴

ineffectual

بیهوده، بى نتیجه، بى اثر، غیر موثر، بى فایده

۵

inconclusive

غیرقاطع، مجمل، ناتمام، بى نتیجه، بى پایان

۶

inconsequent

(inconsecutive =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه

۷

inconsecutive

(inconsequent =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه

۸

indeterminate

مجهول، نامعین، مبهم، نا معین، پا در هوا، نا مشخص، بى نتیجه