فرهنگ آریان‌پور

اوردن

#۱۹٬۸۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

bear

(past: bore ; past participle: borne, born) ـ بردن، حمل کردن، در بر داشتن، داشتن، زائیدن، میوه دادن، (مجازى) تاب آوردن، تحمل کردن، مربوط بودن (on و upon) ـ خرس، سلف فروشى سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتى ارزانتر از قیمت واقعى، (با حروف درشت) لقب روسیه و دولت شوروى

۲

bring

(past: brought ; past participle: brought) ـ آوردن، رساندن به، موجب شدن

۳

fetch

واکشیدن، واکشى، آوردن، رفتن و آوردن، بهانه، طفره

۴

adduse

ذکر کردن، گفتن، آوردن، ایراد کردن، احضار کردن، به گواهى خواستن، استشهاد کردن

۵

immigrate

مهاجرت کردن (به کشور دیگر)، میهن گزیدن، وطن اختیار کردن، آوردن، نشاندن، کوچ کردن

۶

bring in

وارد کردن، آوردن، سود بردن

۷

wash

شستن، شستشو دادن، پاک کردن، شستشو، غسل، رختشویى wash برای‌ اولین‌ بار

۸

introduce

معرفى کردن، معمول کردن، نشان دادن، باب کردن، مرسوم کردن، آشنا کردن، مطرح کردن