واژههای فارسی←نبودن - محشور -فرهنگ آریانپورنبودن - محشور -#۱۹۸٬۵۷۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱stand offمحشور نبودن، دفع کردن، به دفع الوقت گذراندن، سرد، گریز کردن، (در مسابقه) مساوى یاهیچ به هیچواژههای نزدیک در الفبانبض - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینبض به طور سه - ضربان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینبض سنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینبض سه ضربه ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینبض نگارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینبض و قلب - ضربان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر