فرهنگ آریانپور
اورد - هم -
#۱۹٬۸۵۵
rival
هم آورد، رقیب، حریف، هم چشم، هم چشمى کننده، نظیر، شبیه، هم چشمى، رقابت کردن
corrival
همرقیب، هم آورد، رقابت کردن، رقیب شدن، رقیب
adversary
دشمن، مخالف، رقیب، مدعى، متخاصم، ضد، حریف، مبارز، هم آورد
antagonist
هم آورد، مخالف، ضد، رقیب، دشمن
competitor
رقیب، هم چشم، حریف، هم آورد، همکار
supplement
مکمل، ضمیمه، متمم، الحاق، زاویه مکمل، تکمیل کردن، ضمیمه شدن به، پس آورد، هم آورد