فرهنگ آریان‌پور

اورد - هم -

#۱۹٬۸۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

rival

هم آورد، رقیب، حریف، هم چشم، هم چشمى کننده، نظیر، شبیه، هم چشمى، رقابت کردن

۲

corrival

همرقیب، هم آورد، رقابت کردن، رقیب شدن، رقیب

۳

adversary

دشمن، مخالف، رقیب، مدعى، متخاصم، ضد، حریف، مبارز، هم آورد

۴

antagonist

هم آورد، مخالف، ضد، رقیب، دشمن

۵

competitor

رقیب، هم چشم، حریف، هم آورد، همکار

۶

supplement

مکمل، ضمیمه، متمم، الحاق، زاویه مکمل، تکمیل کردن، ضمیمه شدن به، پس آورد، هم آورد