فرهنگ آریان‌پور

نایب

#۱۹۸٬۴۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

deputy

نماینده، وکیل، جانشین، نایب، قائم مقام

۲

proctor

وکیل قانونى، بازرس دانشجویان، متولى، ناظر، نایب، ممتحن، نظارت کردن، بازرسى کردن

۳

assistant

دستیار، نایب، معاون، یاور، بردست، ترقى دهنده

۴

lieutenant

(علوم نظامى) ستوان، ناوبان، نایب، وکیل، رسدبان

۵

procurator

وکیل، عامل، گماشته، ناظر هزینه، نایب

۶

vicegerent

خلیفه، نایب، جانشین، قائم مقام، نایب السطنه

۷

vice

گناه، فساد، فسق و فجور، عادت یا خوى همیشگى، عیب، نفص، بدى، خبث