فرهنگ آریانپور
اور - نفرت -
#۱۹٬۸۰۲
stinking
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
dispiteous
(pitiless =) ـ نفرت آور، کینه توز، ستمگر، بیرحم
#۱۹٬۸۰۲
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
(pitiless =) ـ نفرت آور، کینه توز، ستمگر، بیرحم