فرهنگ آریانپور
ناگهانی
#۱۹۷٬۳۸۴
sudden
ناگهانى، ناگهان، بى خبر، بى مقدمه، فورى، تند، به طور غافلگیر، غیر منتظره، سریع
abrupt
تند، پرتگاه دار، سراشیبى، ناگهان، ناگهانى، بیخبر، درشت، جدا کردن
precipitate
بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى
spontaneity
خود به خودى، ناگهانى، بى سابقگى، فوریت
swift
سریع، چابک، تندرو، فرز، با سرعت
exigent
ضرورى، مبرم، محتاج به اقدام یا کمک فورى، فشار آور، بحرانى، مصر، تحمیلى
emergent
بیرون آینده، طالع، (مجازى) برآینده، ناشى، مبرم، مضر، اثرات ناشیه، معلول
unawares
(unaware =) ـ بى اطلاع، بى خبر، ناگهان، غفلتا، سراسیمه، ناخودآگاه، ناخود آگاهانه
imperious
آمرانه، تحکم آمیز، مبرم، آمر، متکبر
accidental
تصادفى، اتفاقى، غیر مترقبه، عرضى (arazy) ضمنى، عارضى، غیر اساسى، پیش آمدى