فرهنگ آریان‌پور

ناگرفته - بوی -

#۱۹۷٬۳۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

musty

کپک زده، بوى ناگرفته، پوسیده، کهنه

۲

stale

پر زور و کهنه (مثل آبجو)، (معنى مجازى) کهنه، بیات، مانده، بوى ناگرفته، مبتذل، بیات کردن، تازگى و طراوت چیزى را از بین بردن، مبتذل کردن

۳

frowsty

(musty =) ـ کپک زده، بوى ناگرفته، پوسیده، کهنه