فرهنگ آریان‌پور

ناکنشور کردن

#۱۹۷٬۳۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۲

inactivate

ناکنش ور ساختن، بى کار کردن، سست کردن، غیر فعال کردن