فرهنگ آریان‌پور

اب دیده‌ کردن فلز

#۱۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

temper

آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب