اوج
#۱۹٬۶۸۵
acme
اوج، ذروه، قله، منتها (درجه ى)، سر، مرتفعترین نقطه، (پزشکى) بحران، نقطه ى کمال
apex
اوج، نوک، سر، راس زاویه، تارک
climax
اوج، راس، قله، منتها درجه، به اوج رسیدن
pinnacle
اوج، منتهى درجه، قله نوک تیز، راس، برج
culmination
اوج، قله، حد اعلى
top
سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى
pitch
قیر، پرتاب، ضربت با چوگان، نصب، استقرار، اوج پرواز، اوج، سرازیرى، جاى شیب، پلکان، دانگ صدا، زیروبمى صدا، استوار کردن، خیمه زدن، برپا کردن، نصب کردن، (در بیسبال) توپ را به طرف چوگان زن پرتاب کردن، توپ را زدن، گام، درجه، پرتاب کردن
apogee
(هندسه) اوج، نقطه ى اوج، ذروه، اعلى درجه، نقطه ى کمال
summit
قله، نوک، اوج، ذروه، اعلى درجه
zenith
(هندسه) سمت الراس، بالاترین نقطه آسمان، قله، اوج aphelion
meridian
نیم روز، ظهر، خط نصف النهار، دایره طول، اوج، درجه کمال
noontide
نیمروز، ظهر، اوج، بالاترین نقطه
crescendo
(موسیقى) قوى شدن صدا به طور تدریجى، اوج
tip top
بالاترین درجه، اوج، بهترین، اعلى درجه
high tide
حد اعلى، حد اعلاى مد دریا، اوج، (ک.) روز سرور و شادى، روز جشن