فرهنگ آریان‌پور

اوج

#۱۹٬۶۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

acme

اوج، ذروه، قله، منتها (درجه ى)، سر، مرتفعترین نقطه، (پزشکى) بحران، نقطه ى کمال

۲

apex

اوج، نوک، سر، راس زاویه، تارک

۳

climax

اوج، راس، قله، منتها درجه، به اوج رسیدن

۴

pinnacle

اوج، منتهى درجه، قله نوک تیز، راس، برج

۵

culmination

اوج، قله، حد اعلى

۶

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى

۷

pitch

قیر، پرتاب، ضربت با چوگان، نصب، استقرار، اوج پرواز، اوج، سرازیرى، جاى شیب، پلکان، دانگ صدا، زیروبمى صدا، استوار کردن، خیمه زدن، برپا کردن، نصب کردن، (در بیسبال) توپ را به طرف چوگان زن پرتاب کردن، توپ را زدن، گام، درجه، پرتاب کردن

۸

apogee

(هندسه) اوج، نقطه ى اوج، ذروه، اعلى درجه، نقطه ى کمال

۹

summit

قله، نوک، اوج، ذروه، اعلى درجه

۱۰

zenith

(هندسه) سمت الراس، بالاترین نقطه آسمان، قله، اوج aphelion

۱۱

meridian

نیم روز، ظهر، خط نصف النهار، دایره طول، اوج، درجه کمال

۱۲

noontide

نیمروز، ظهر، اوج، بالاترین نقطه

۱۳

crescendo

(موسیقى) قوى شدن صدا به طور تدریجى، اوج

۱۴

tip top

بالاترین درجه، اوج، بهترین، اعلى درجه

۱۵

high tide

حد اعلى، حد اعلاى مد دریا، اوج، (ک.) روز سرور و شادى، روز جشن