فرهنگ آریان‌پور

اوازخوانی

#۱۹٬۶۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sing

(past: sang ; past participle: sung) ـ آواز، سرود، سرودن، تصنیف، آواز خواندن، سرود خواندن، سرائیدن

۲

singing

سوختگى سطحى، سوختن، بو دادن، به طور سطحى سوختن، داغ کردن، فر زدن