فرهنگ آریانپور
ناپیدا
#۱۹۶٬۱۸۹
inconspicuous
ناپیدا، نامعلوم، غیر برجسته، کمرنگ، نامریى، جزیى، غیر محسوس، غیرمشخص
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش
latent
پنهان، ناپیدا، پوشیده، درحال کمون، مکنون، راکد، نهفته
inapparent
نا آشکار، نامریى، ناپیدا، پنهان، پوشیده
transparent
پشت نما، شفاف، نور گذران، فرانما، پیدا، ناپیدا
lost
(گذشته و اسم مفعول فعل lose) گمشده، از دست رفته، ضایع، زیان دیده، شکست خورده گمراه، منحرف، مفقود
missing
از دست دادن، احساس فقدان چیزى را کردن، گم کردن، خطا کردن، نداشتن، فاقد بودن دوشیزه miss
invisible
نامریى، ناپدید، نامعلوم، مخفى، غیر قابل مشاهده، غیر قابل تشخیص، غیر محسوس