فرهنگ آریان‌پور

ناپسند

#۱۹۶٬۱۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

absurd

پوچ، ناپسند، یاوه، مزخرف، بى معنى، نامعقول، عبث، مضحک

۲

chilish

بچگانه، ناپسند، لوس

۳

childish

بچگانه، ناپسند

۴

abominable

مکروه، زشت، ناپسند، منفور

۵

implausible

نامحتمل، غیر محتمل، غیر مقبول، ناپسند

۶

unappealing

غیر قابل استیناف، غیر جذاب، غیر منطقى، ناپسند، نچسب

۷

disagreeable

نامطبوع، ناسازگار، ناگوار، مغایر، ناپسند

۸

incommensurate

بى تناسب، ناپسند، نارسا، نامناسب

۹

ill sorted

بد نهاد، ناموافق، ناسازگار، ناپسند، ناخوشایند، نامناسب، ناجور

۱۰

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۱۱

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى

۱۲

obscenity

وقاحت، قباحت، زشتى reprehensible ribald risque shocking