فرهنگ آریانپور
ناپاک کردن
#۱۹۶٬۰۲۳
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
trachle
سبب خستگى یا دردسر، روى زمین کشیدن، ناپاک کردن، چرک کردن، تصادم کردن، خسته کردن، به زحمت انداختن
defile
آلوده کردن، بى حرمت کردن، بى عفت کردن، گردنه، رژه رفتن، گذرگاه
pollute
نجس کردن، آلودن، ملوث کردن
contaminate
آلودن، ملوث کردن، سرایت دادن