فرهنگ آریان‌پور

نابود کردن

#۱۹۵٬۹۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

annihilate

نابود کردن، از بین بردن، خنثى نمودن

۲

fordo

(foredo =) ـ نابود کردن، کشتن، ویران ساختن، ضایع کردن

۳

foredo

(fordo =) ـ نابود کردن، کشتن، ویران ساختن، ضایع کردن

۴

perish

مردن، هلاک شدن، تلف شدن، نابود کردن

۵

expunge

محو کردن، تراشیدن، نابود کردن، حذف کردن از

۶

extirpate

از بن کندن، ریشه کن کردن، از بین بردن، بکلى نابود کردن

۷

exterminate

برانداختن، بکلى نابود کردن، منهدم کردن، منقرض کردن، دفع آفات کردن

۸

eat

(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن

۹

lose

(past: lost ; past participle: lost) ـ گم کردن، مفقود کردن، تلف کردن، از دست دادن، زیان کردن، منقضى شدن، باختن (در قمار و غیره)، شکست خوردن

۱۰

devour

بلعیدن، فرو بردن، حریصانه خوردن

۱۱

consume

مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن

۱۲

overturn

واژگونى، واژگون کردن، برانداختن، مضمحل کردن، چپه کردن یا شدن

۱۳

eradicate

از ریشه کندن، ازبیخ کندن، ازبیخ برآوردن

۱۴

extinguish

خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن

۱۵

obliterate

ستردن، محو کردن، زدودن، پاک کردن، معدوم کردن