نابود کردن
#۱۹۵٬۹۸۸
annihilate
نابود کردن، از بین بردن، خنثى نمودن
fordo
(foredo =) ـ نابود کردن، کشتن، ویران ساختن، ضایع کردن
foredo
(fordo =) ـ نابود کردن، کشتن، ویران ساختن، ضایع کردن
perish
مردن، هلاک شدن، تلف شدن، نابود کردن
expunge
محو کردن، تراشیدن، نابود کردن، حذف کردن از
extirpate
از بن کندن، ریشه کن کردن، از بین بردن، بکلى نابود کردن
exterminate
برانداختن، بکلى نابود کردن، منهدم کردن، منقرض کردن، دفع آفات کردن
eat
(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن
lose
(past: lost ; past participle: lost) ـ گم کردن، مفقود کردن، تلف کردن، از دست دادن، زیان کردن، منقضى شدن، باختن (در قمار و غیره)، شکست خوردن
devour
بلعیدن، فرو بردن، حریصانه خوردن
consume
مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن
overturn
واژگونى، واژگون کردن، برانداختن، مضمحل کردن، چپه کردن یا شدن
eradicate
از ریشه کندن، ازبیخ کندن، ازبیخ برآوردن
extinguish
خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن
obliterate
ستردن، محو کردن، زدودن، پاک کردن، معدوم کردن