فرهنگ آریان‌پور

نابود

#۱۹۵٬۹۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dead

مهلک، کشنده، قاتل deadly

۲

kaput

کاملاً شک ست خورده، منکوب، از کار افتاده

۳

undone

(past: undid ; past participle: undone) ـ واچیدن، بى اثر کردن، خنثى کردن، باطل کردن، خراب کردن، ضایع کردن، بى آبرو کردن، باز کردن

۴

extinct

معدوم، از بین رفته، منقرض، تمام شده، مرده، منسوخه، خاموش شده، نایاب