فرهنگ آریانپور
نابهنجار
#۱۹۵٬۹۶۸
wry
کج، معوج شده، کنایه آمیز، چرخیدن، پیچ خوردن، خم کردن، دهن کجى کردن، به اطراف چرخاندن، اریب شدن
gross
ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن
curious
کنجکاو، نادر، غریب
erratic
نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج
foreign
بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب
abnormal
غیر عادى، ناهنجار
atypical
غیرمعمولى، بى قاعده
anomalous
غیر عادى، خارج از رسم، بیمورد، مغایر، متناقض، بى شباهت، غیر متشابه
different
متمایز، متفاوت