فرهنگ آریان‌پور

نابلد

#۱۹۵٬۹۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

unperfect

غیر کامل، ناکامل، ناشى، نابلد، ناقص

۲

bum

(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن

۳

unfamiliar

(unfamiliarity =) ـ ناآشنا، ناشناخته، عجیب، ناآشنایى