فرهنگ آریان‌پور

ناب

#۱۹۵٬۸۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

pure

خالص، پاک، تمیز، ناب، ژاو، (نژاد) اصیل، خالص کردن، پالایش کردن، بى غش، محض

۲

solid

جسم جامد، ماده جامد، سفت، سخت، مکعب، سه بعدى، محکم، استوار، قوى، خالص، ناب، بسته، منجمد، یک پارچه، حجمى، توپر، نیرومند، قابل اطمینان

۳

limpid

زلال، صاف، ناب، روشن، خالص

۴

unalloyed

بدون آلیاژ، غیر مخلوط، خالص، ناب

۵

fine

جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف fine highgrade

۶

neat

پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو

۷

virgin

باکره، دست نخورده، پاکدامن، عفیف، سنبله، استفاده نشده

۸

entirely

تمام، درست، دست نخورده، بى عیب

۹

pristine

پیشین، اولى، طبیعى و دست نخورده، تر و تازه simonpure

۱۰

sterling

داراى عهیار قانونى، تمام عیار، ظاهر و باطن یکى، واقعى، لیره استرلینگ whole