فرهنگ آریانپور
ناب
#۱۹۵٬۸۸۳
pure
خالص، پاک، تمیز، ناب، ژاو، (نژاد) اصیل، خالص کردن، پالایش کردن، بى غش، محض
solid
جسم جامد، ماده جامد، سفت، سخت، مکعب، سه بعدى، محکم، استوار، قوى، خالص، ناب، بسته، منجمد، یک پارچه، حجمى، توپر، نیرومند، قابل اطمینان
limpid
زلال، صاف، ناب، روشن، خالص
unalloyed
بدون آلیاژ، غیر مخلوط، خالص، ناب
fine
جریمه، تاوان، غرامت، جریمه کردن، جریمه گرفتن از، صاف کردن، کوچک کردن، صاف شدن، رقیق شدن، خوب، فاخر، نازک، عالى، لطیف، نرم، ریز، شگرف fine highgrade
neat
پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو
virgin
باکره، دست نخورده، پاکدامن، عفیف، سنبله، استفاده نشده
entirely
تمام، درست، دست نخورده، بى عیب
pristine
پیشین، اولى، طبیعى و دست نخورده، تر و تازه simonpure
sterling
داراى عهیار قانونى، تمام عیار، ظاهر و باطن یکى، واقعى، لیره استرلینگ whole