فرهنگ آریان‌پور

ناازموده

#۱۹۵٬۸۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

untried

ناآزموده، امتحان نشده، محاکمه نشده

۲

inexperienced

ناآزموده، بى تجربه، خام، ناپخته

۳

clumsy

بدترکیب، زمخت، خام دست، ناآزموده

۴

simple

ساده، بسیط، بى تکلف، ساده دل، خام، ناآزموده، نادان، ساده کردن

۵

chicken

جوجه مرغ، پرنده کوچک، بچه، مرد جوان، ناآزموده، (زبان عامیانه) ترسو، کمرو

۶

ungainly

زمخت و غیرجذاب، زشت، بى لطف، ناآزموده، بیحاصل، بدون سود