فرهنگ آریان‌پور

نا راست

#۱۹۵٬۷۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bent

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend

۲

oblique

مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه

۳

crooked

ناراست، کج، نادرست

۴

circular

دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار

۵

indirect

غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج

۶

irregular

بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده

۷

circuitous

غیرمستقیم