فرهنگ آریانپور
نا راست
#۱۹۵٬۷۳۲
bent
(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend
oblique
مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه
crooked
ناراست، کج، نادرست
circular
دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار
indirect
غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج
irregular
بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده
circuitous
غیرمستقیم