اواز
#۱۹٬۵۶۹
air
هوا، هر چیز شبیه هوا (گاز، بخار)، باد، نسیم، جریان هوا، نفس، شهیق، استنشاق، (مجازى) نما، سیما، آوازه، آواز، آهنگ، بادخور کردن، آشکار کردن
sing
(past: sang ; past participle: sung) ـ آواز، سرود، سرودن، تصنیف، آواز خواندن، سرود خواندن، سرائیدن
song
سرود، نغمه، آواز، سرود روحانى، تصنیف، ترانه، شعر
tune
میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه tune زمزمه مانند
croon
ناله، زمزمه، زمزمه کردن، آواز
singsong
به طور یکنواخت یا یک وزن خواندن، یک نواخت، یک وزن، آواز، سرود یک نواخت
call
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى call پرنده
note
(موسیقى) کلید پیانو، آهنگ صدا، نوت موسیقى، خاطرات، یادداشت ها (در جمع)، تذکاریه یادداشت کردن، ثبت کردن، بخاطر سپردن، ملاحظه کردن، نوت موسیقى نوشتن، یاداشت، تبصره، توجه کردن، ذکر کردن
voice
صدا، ادا کردن، واک، صوت، آوا، با صدا بیان کردن
warble
سرائیدن، چهچهه زدن، سرود، چهچه
chanson
سرود، تصنیف، ترانه