فرهنگ آریان‌پور

اواره بودن

#۱۹٬۵۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

moon

ماه، مهتاب، سرگردان بودن، آواره بودن، ماه زده شدن، دیوانه کردن، بیهوده وقت گذراندن

۲

tramp

ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا

۳

wander

سرگردان بودن، آواره بودن، منحرف شدن