اواره
#۱۹٬۵۵۹
runabout
آواره، سرگردان، اتومبیل سبک
tramp
ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا
adrift
دستخوش طوفان، غوطه ور (روى آب)، (مجازى) آواره، بدون هدف، سرگردان، شناور
arrant
بدترین، بدنام ترین، ولگرد، آواره
errant
عیار، آواره، سرگردان، حادثه جو، کمراه، منحرف، بدنام
gangrel
(vagrant =) ـ ولگرد، آواره، خانه به دوش
gadabout
آدم ولگرد، سرگردان، آواره، در به در
homeless
در به در، بى خانمان، آواره
straggle
متفرق شدن، هرزه روئیدن، سرگردان بودن، سرگردان، آواره
straggly
(به صورت نامرتب) پراکنده، آواره، متوارى، پرت، دور افتاده
wanderer
سرگردان، سیار، آواره
excursive
بى ترتیت، بى ربط، آواره، گردنده
fugacious
زود گذر، ناپایدار، بى دوام، زودریز، آواره
immigrant
مهاجر، تازه وارد، غریب، کوچ نشین، آواره
straggler
سرگردان، آواره، ولگرد
wandering
سرگردان بودن، آواره بودن، منحرف شدن
exile
تبعید، جلاى وطن، تبعید کردن