فرهنگ آریانپور
اوار
#۱۹٬۵۵۵
shake down
آوار، فروریختگى، تجزیه، جیب کسى را کاملاً خالى کردن، بیتوته کردن، آزمودن cavein
debris
خرده، باقى مانده، آثار مخروبه، آشغال روى هم ریخته، آوار
collapse
فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار
detrition
سائیدگى، آوار
slide
(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن
rubble
سنگ نتراشیده، قلوه سنگ، پاره آجر، خرده سنگ، ویران کردن
detritus
چیزى که در نتیجه خرابى به دست آید، ریزه
dilapidated
مخروبه، ویران