فرهنگ آریان‌پور

میل کردن - بی -

#۱۹۵٬۲۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

indispose

(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختن

۲

disincline

بى میل کردن، بیزار کردن، بى رغبت کردن