فرهنگ آریانپور
میل کردن - بی -
#۱۹۵٬۲۳۶
indispose
(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختن
disincline
بى میل کردن، بیزار کردن، بى رغبت کردن
#۱۹۵٬۲۳۶
(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختن
بى میل کردن، بیزار کردن، بى رغبت کردن