فرهنگ آریانپور
میزان کردن
#۱۹۵٬۰۰۳
tune
میزان کردن، وفق دادن، کوک کردن، آهنگ، لحن، نوا، آهنگ صدا، آواز، لحن تلفظ، کوک کردن یا میزان کردن آلت موسیقى یا رادیو و غیره، رنگ، نغمه
regulate
تنظیم کردن، میزان کردن، درست کردن
key
جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن
set
(past: set ; past participle: set) ـ مجموعه، نشاندن، دستگاه، دست، دسته، یکدست (ظروف و غیره)، دوره، جهت، سمت، قرار گرفته، واقع شده، لجوج، دقیق، روشن، مصمم، قرار دادن، گذاردن، نهادن، مرتب کردن، چیدن، کار گذاشتن، سوار کردن، جا انداختن، آغاز کردن، مستقر شدن
attune
هم آهنگ کردن، هم کوک کردن، (مج) وفق دادن، مناسبت، موافق
direct
مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ
correct
درست، صحیح، صحیح کردن، اصلاح کردن، تادیب کردن، تصحیح کردن