فرهنگ آریان‌پور

میدان دید

#۱۹۴٬۷۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

scope

حوزه، وسعت، نوسان نما، هدف، منظور، نقطه توجه، طرح نهایى، فحوا، مفاد، مطمح نظر، میدان دید، آزادى عمل، میدان، قلمرو

۲

purview

مواد اساسى، وسعت، حدود، میدان، رسایى، قلمرو اجراء، چشم رس، میدان دید، موضوع مورد بحث، حدود صلاحیت

۳

visibility

پیدا، پدیدارى، قابلیت دیدن، میدان دید، دید

۴

sight

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن

۵

eyesight

دید، بینایى، مراقبت، بینش