فرهنگ آریان‌پور

میخکوب‌ کردن

#۱۹۴٬۷۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

transfix

سوراخ کردن، میخکوب کردن، مبهوت کردن، درجاى خود خشک شدن

۲

nail

ناخن، سم، چنگال، چنگ، میخ، میخ سرپهن، گل میخ، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، به دام انداختن، قاپیدن، زدن، کوبیدن، گرفتن