فرهنگ آریان‌پور

اهنگی - هم -

#۱۹٬۴۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

accord

جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى

۲

unison

هماوایى، هم آهنگى، هم صدایى، یک صدایى، اتحاد، اتفاق

۳

cadence

وزن، آهنگ، هم آهنگى، افول

۴

concent

توافق، مطابقت، هم آهنگى

۵

concert

ساز و آواز، انجمن ساز و آواز، هم آهنگى، کنسرت، مرتب کردن، جور کردن

۶

harmony

هارمونى، تطبیق، توازن، هم آهنگى، همسازى

۷

synchrony

همگاهى، هم زمانى، انطباق، تقارن، هم عصرى، هم آهنگى

۸

conconancy

هم آهنگى، هم صدایى، توافق صدا

۹

consonance

هم آهنگى، هم صدایى، توافق صدا

۱۰

cooridnation

هم پایگى، تناسب، موزونى، هم آهنگى