فرهنگ آریان‌پور

میخ

#۱۹۴٬۶۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

peg

میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ

۲

spike

میخ، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاو ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن

۳

gib

قلاب، پشت بند، میخ، گوه، گربه نر، پیر زن، با پشت بند و میخ یا گوه محکم کردن، با قلاب محکم کردن، گربه صفت بودن

۴

pin

سنجاق، پایه سنجاقى، میخ کوچک ساعت، محور کوچکى که چیزى دور آن بگردد، دستگیره در، گیره، گیره سر، گیره کاغذ، گیره لباس، (در بولینگ) میله چوبى، سنجاق زدن به، باسنجاق محکم کردن، متصل کردن به، گیر افتادن

۵

nail

ناخن، سم، چنگال، چنگ، میخ، میخ سرپهن، گل میخ، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، به دام انداختن، قاپیدن، زدن، کوبیدن، گرفتن

۶

holdfast

بند، عقربک، چفت، میخ، گیر، گیره، قلاب