فرهنگ آریانپور
میخ
#۱۹۴٬۶۱۸
peg
میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ
spike
میخ، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاو ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن
gib
قلاب، پشت بند، میخ، گوه، گربه نر، پیر زن، با پشت بند و میخ یا گوه محکم کردن، با قلاب محکم کردن، گربه صفت بودن
pin
سنجاق، پایه سنجاقى، میخ کوچک ساعت، محور کوچکى که چیزى دور آن بگردد، دستگیره در، گیره، گیره سر، گیره کاغذ، گیره لباس، (در بولینگ) میله چوبى، سنجاق زدن به، باسنجاق محکم کردن، متصل کردن به، گیر افتادن
nail
ناخن، سم، چنگال، چنگ، میخ، میخ سرپهن، گل میخ، با میخ کوبیدن، با میخ الصاق کردن، به دام انداختن، قاپیدن، زدن، کوبیدن، گرفتن
holdfast
بند، عقربک، چفت، میخ، گیر، گیره، قلاب