فرهنگ آریانپور
میانین
#۱۹۴٬۶۰۶
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
center
مرکز، میان، وسط و نقطه مرکزى، درمرکز قرار گرفتن، تمرکز یافتن
medial
میانى، وسطى، مابین، میانه، متوسط
middle
میان، وسط، مرکز، کمر، میانى، وسطى، میانه، متوسط، میانه حال
central
مرکزى