فرهنگ آریان‌پور

میانه رو

#۱۹۴٬۵۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sober

هوشیار، به هوش، عاقل، میانه رو، معتدل، متین، سنگین، موقر، آدم هشیار (در برابر مست)، هوشیار بودن، به هوش آوردن، از مستى درآوردن

۲

frugal

صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده

۳

moderate

معتدل، ملایم، آرام، میانه رو، مناسب، محدود، اداره کردن، تعدیل کردن

۴

temperate

معتدل، ملایم، میانه رو

۵

bland

ملایم، شیرین و مطلوب، نجیب، آرام، بى مزه

۶

modest

باحیا، افتاده، فروتن، معتدل، نسبتا کم

۷

abstemious

مرتاض، ممسک در خورد و نوش و لذات، مخالف استعمال مشروبات الکلى، پرهیزکار، پارسامنش