فرهنگ آریان‌پور

میانگاه

#۱۹۴٬۵۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

hub

توپى چرخ، مرکز، قطب، مرکز فعالیت، تورى چرخ، مرکز چرخ

۲

core

مغز و درون هر چیزى، چنبره، هسته

۳

midst

دل، قلب، قسمت وسط، در وسط، در میان

۴

center

مرکز، میان، وسط و نقطه مرکزى، درمرکز قرار گرفتن، تمرکز یافتن

۵

middle

میان، وسط، مرکز، کمر، میانى، وسطى، میانه، متوسط، میانه حال

۶

interval

فاصله، مدت، فرجه، ایست، وقفه، فترت، خلال

۷

midpoint

نقطه میانى یا نزدیک مرکز

۸

epicenter

مرکز زلزله