فرهنگ آریان‌پور

میانجی‌ گری

#۱۹۴٬۵۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

intercession

میانجى گرى، پایمردى، شفاعت، وساطت، پادرمیانى

۲

mediation

میانجیگرى، وساطت

۳

interposition

پا میان گذارى، مداخله، چیزى که در میان چیزهاى دیگر گذارند، وساطت، دخالت، میانه گیرى