فرهنگ آریان‌پور

اتمام

#۱٬۹۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

completion

اتمام، تکمیل

۲

compietion

تکمیل، اتمام، انجام

۳

fulfilment

انجام، اتمام، تکمیل، اجرا

۴

finalization

به پایان رسانى، اتمام، انجام رسانى، فرجام

۵

accomplishment

انجام، اجرا، اتمام، کمال، هنر، فضیلت

۶

supplementation

تکمیل، اتمام، پس آورى، هم آورى

۷

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۸

stop

ایست، ایستادن، ایستاندن، توقف کردن، از کار افتادن، مانع شدن، نگاه داشتن، سد کردن، تعطیل کردن، خواباندن، بند آوردن، منع، توقف، منزلگاه بین راه، ایستگاه، نقطه

۹

finis

پایان

۱۰

ending

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن end

۱۱

expiry

خاتمه، انقضاء

۱۲

expiration

انقضا، سپرى شدن، خاتمه، بازدم، دم برآوردن