فرهنگ آریانپور
اتمام
#۱٬۹۴۵
completion
اتمام، تکمیل
compietion
تکمیل، اتمام، انجام
fulfilment
انجام، اتمام، تکمیل، اجرا
finalization
به پایان رسانى، اتمام، انجام رسانى، فرجام
accomplishment
انجام، اجرا، اتمام، کمال، هنر، فضیلت
supplementation
تکمیل، اتمام، پس آورى، هم آورى
end
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن
stop
ایست، ایستادن، ایستاندن، توقف کردن، از کار افتادن، مانع شدن، نگاه داشتن، سد کردن، تعطیل کردن، خواباندن، بند آوردن، منع، توقف، منزلگاه بین راه، ایستگاه، نقطه
finis
پایان
ending
پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن end
expiry
خاتمه، انقضاء
expiration
انقضا، سپرى شدن، خاتمه، بازدم، دم برآوردن