فرهنگ آریان‌پور

میان‌ ایند

#۱۹۴٬۳۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

intermediate

میانه، متوسط، در میان آینده، مداخله کننده، در میان واقع شونده، واسطه، میانجى

۲

intermezzo

تنوع، فاصله، حادثه عشقى، نمایش کوتاه در میان پرده هاى نمایش جدى، قطعه موسیقى کوتاه