واژههای فارسی←موی بدن جانورفرهنگ آریانپورموی بدن جانور#۱۹۴٬۲۰۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱furخز، جامه خزدار، پوستین، خزدار کردن، خز دوختن به، باردار شدن (زبان)واژههای نزدیک در الفباموی اطراف گونه و چانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموی الپاکامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموی انباشته در بالای سر درارایشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموی بافتهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموی بافته و اویخته در پشت سرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموی بالای پیشانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر