فرهنگ آریان‌پور

مونس

#۱۹۴٬۱۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

mate

لنگه، جفت، همسر، کمک، رفیق، همدم، شاگرد، شاه مات کردن، جفت گیرى یا عمل جنسى کردن

۲

companion

همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مجازى) معاشرت کردن، همراهى کردن