فرهنگ آریان‌پور

موقع

#۱۹۳٬۹۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

occasion

موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن

۲

room

اتاق، خانه، جا، فضا، محل، موقع، مجال، مسکن گزیدن، منزل دادن به، وسیع تر کردن

۳

term

مدت، دوره، دوره انتصاب، جمله، اصطلاح، عبارت، نیمسال، سمستر، ثلث تحصیلى، شرایط، روابط، فصل، موقع، هنگام، نامیدن، لفظ، شرط

۴

time

بموقع، بهنگام، بجا، به وقت، بگاه

۵

period

دوره، نقطه، مدت، موقع، گاه، وقت، روزگار، عصر، گردش، نوبت، ایست، مکث، نقطه پایان جمله، جمله کامل، قاعده زنان، طمث، حد، پایان، نتیجه غایى، کمال، منتها درجه، دوران مربوط به دوره بخصوصى

۶

situation

موقعیت، وضعیت، جایگزینى، وضع، حالت، حال، جا، محل، موقع، شغل

۷

during

درمدت، هنگام، درجریان، در طى