فرهنگ آریانپور
موقر
#۱۹۳٬۹۴۰
grave
قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن
sober
هوشیار، به هوش، عاقل، میانه رو، معتدل، متین، سنگین، موقر، آدم هشیار (در برابر مست)، هوشیار بودن، به هوش آوردن، از مستى درآوردن
staid
(past of stay) ـ متین، موقر، آرام، ثابت، سنگین
demure
متین، موقر، محتاط، جدى، سنگین
sedate
آرام، ملایم، متین، موقر، جدى، تسکین دهنده
matronly
بانو منش، متین، محترم، کدبانووار، موقر
dignified
باوقار، بزرگ، معزز، بلند مرتبه، موقر
sobersided
جدى، موقر، نجیب، فروتن درحال هوشیارى
self poise
تعادل بدون پایه یا پشیبان، تعادل ناپایدار، موقر، متین
steady
یکنواخت، محکم، پرپشت، استوار، ثابت، پى درپى، مداوم، پیوسته و یکنواخت کردن، استوار یا محکم کردن، ساکن شدن steady mildmannered
modest
باحیا، افتاده، فروتن، معتدل، نسبتا کم quiet statuesque sedately