فرهنگ آریانپور
موقتی
#۱۹۳٬۹۲۹
jackleg
خام دست، تازه کار، ناشى، نادرست، موقتى، دم دست
temporal
دنیوى، غیر روحانى، جسمانى، زمانى، وابسته به گیجگاه، شقیقه اى، موقتى، زودگذر فانى
makeshift
موقت، بدلى، چاره، وسیله، چاره موقتى، آدم رذل pro tempore
temporary
موقت، موقتى، آنى، زود گذر، سپنج، سپنجى
adinterim
ضمنا، در این ضمن، در فاصله، موقتى
provisional
موقت، موقتى، شرطى، مشروط
casual
اتفاقى، غیر مهم، غیر جدى
passing
گذرنده، زود گذر، فانى، بالغ بر، در گذشت
ephemeral
(ephemerous =) ـ یکروزه، بیدوام، یومیه، زود گذر