واژههای فارسی←موقتا اقامت کردنفرهنگ آریانپورموقتا اقامت کردن#۱۹۳٬۹۲۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sojournاقامت موقتى، موقتا، اقامت کردنواژههای نزدیک در الفباموبه مو در حافظهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبیز کردن ارد و غلاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینانهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیموبینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر