فرهنگ آریان‌پور

موقتا

#۱۹۳٬۹۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

protem

(protempore =) ـ فعلا، موقتا، موقت، شاغل مقامى به طور موقت

۲

sojourn

اقامت موقتى، موقتا، اقامت کردن pro tempore temporarily

۳

protempore

(protem =) ـ فعلا، موقتا، موقت، شاغل مقامى به طور موقت